زندگی
می خواهم برایت بنویسم کرم مرطوب کننده ای که به دست هایم زده ام را چقدر دوست دارم کتابی که میخوانم را و عطر کاغذ هایش را چقدر دوست دارم بارانی که می بارد را و صدای قطره هایش را چقدر دوست دارم برایت بنویسم چای داغی که نوشیدم را و لیوانش را چقدر دوست دارم شکلات نرم و تازه ای که حالا خوردم را چقدر دوست دارم این گوشه ی دنجی که در اتاق دارم را و این بالش هایم را که به آن ها تکیه داده ام را چقدر دوست دارم این درخت آلوچه با آلوچه های سبز و تپلش را چقدر دوست دارم این دنیایی که یک روز قرار است تو را داشته باشم را چقدر زیاد دوست دارم مامان جان پی نوشت : هر وقت بیست و خورده ای ساله شدی کتاب ظرافت جوجه تیغی...

